زمونه ازم پرسيد چه كسى را از همه بيشتر دوست دارى؟ من اسم تو را نگفتم. آخه رسم زمونه اينه كه هركسى رو دوست دارى ازت مى گيره
شب قدر است و من قدری ندارم چه سازم توشه قبری ندارم مبادا لیلة القدرت سر آید گنه بر ناله ام افزونتر آید مبادا ماه تو پایان پذیرد ولی این بنده ات سامان نگیرد
امشب سر مهربان نخلی خم شد در کیسه نان به جای خرما غم شد در خانه ی دور بیوه ای شیون کرد همبازی کودک یتیمی گم شد
تو ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیست چون اون فقط وسوست میکنه که اونیو که داری از دست بدی
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۸۷ ساعت 11:35 توسط فاطمه
|