وقتی كه زندگی برات خیلی سخت شد، یادت باشه كه دریای آروم، ناخدای قهرمان نمی‌سازه

آدم بعضی موقع ها باید از اون چه که دوست داره بگذره تا اونو مال خودش کنه

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم،نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود ... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

زیباترین سخنی که شنیدم، سکوت دوست داشتنی تو بود... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

زیباترین احساساتم، گفتن دوست داشتن تو بود ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

زیباترین انتظار زندگیم، حسرت دیدار تو بود ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

زیباترین لحظه زندگیم، لحظه با تو بودن بود ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

زیباترین هدیه عمرم، محبت تو بود ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

زیباترین تنهاییم، گریه برای تو بود ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

زیباترین اعترافم . . . .  خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

عشق تو بود . . .خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

به جاي دسته گلي که فردا بر قبرم ميگذاري امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن............

 

به جاي اشکي که فردا بر مزارم ميريزي امروز با تبسمي شادم کن............

 

 به جاي اون متنهاي تسليت که فردا برايم مينويسي امروز با پيامي شادم کن....... من امروز

به تو نياز دارم

ادامه نوشته

ادامه نوشته

ادامه نوشته

ادامه نوشته

 قانون تو تنهايي من است وتنهايي من قانون عشق وعشق ارمغان دلدادگيست واين سرنوشت

سادگيست...

پروردگارابه من بياموزدوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق


بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم

 
را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به


صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند......از طرف دوست خوبم پیمان

 دکتر شريعتي مي گويد دوست داشتن برتر از عشق است. منظور دکتر از عشق، عشقي است که با

يک نگاه و بدون شناخت بوجود آمده باشد.(آنچه که مرسوم بوده) بين پسر و دختر بطور غريزي

احساساتي وجود دارد که وقتي شدت مي گيرد با عشق اشتباه گرفته مي شود ، منظور دکتر اينچنين

عشقي است.- شيفتگي و دلباختگي

تحمل کردن زیباست

اگر قرار باشد روزی به تو برسم

انتظار اسان است

اگر قرار باشد دوباره تو را ببینم

زندگی شیرین است

اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم

مشکلات حل می شود

اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم

لطفا فوتم نکن؛می خواهم در سینه ی تو تمام شوم

اشک ها همه به لبخند تبدیل می شود

اگر قرار باشد تو را یک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک

فقط اگر ببینم خیال رفتن داری

زنگیم می سوزد اگر بفهمم روزی از من دل گیر شده ای . از طرف دوست خوبم اشکهای خورشید

بر ديوارهاي ديار ليلي مي گذرم، ديوارها و ديارش را مي بوسم، محبت شهر و ديار دلم را شيفته ننموده ولي محبت آنکه در اين ديار سکونت گرفته دلم را شيدا کرده است.بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

هر گه که یاد روى تو کردم جوان شدم

آیا شود پیام رسد از سراى تو:

خوش باش من به عفو گناهت ، ضمان شدم خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

گفتم چه بايد ديده را :گفتا كه ديدن گفتم چه شايد بهر دل:گفتا تپيدن گفتم چگونه عاشقان را مي شناسي :گفتا از نگاه مات ورنگ از رخ پريدن

ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد ..دکتر علی شریعتی

 خدایا اگر من به تو بد کردم ، تو را بنده ای دیگر بسیار است . اگر تو با من مدارا نکنی مرا خدایی دیگر کجاست؟؟؟ 

مريض نشي كسي برات گل نمي ياره تا گريه نكني كسي نوازشت نمي كنه تا فرياد نكشي كسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نكني كسي به ديدنت نمي ياد و تا نميري كسي تورو نمي بخشهبهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

به ارامی اغاز به مردن می کنی

اگر برای مطمعن در نامطمعن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی اگر به خودت اجازه ندهی حداقل یک بار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی

امروز زندگی را اغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری بکن!

نگذار به ارامی بمیری      شادی را فراموش نکن

 

به ارامی اغاز به مردن می کنی

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

اگر روز مرگی را تغییر ندهی

اگررنگهای متفاوت به تن نکنی

یا اگر باافراد ناشناس صحبت نکنی

اگر از شوروحرارت از احساسات سرکش وازچیزهایی که چشمهایت رابه درخشش درمی اورندوضربان قلبت راتندتندمی کنند دوری کنی

اگر هنگامی که باشغلت با عشقت شادنیستی انرا عوض نکنی

به ارامی اغاز به مردن می کنی

اگر سفر نکنی اگر چیزی نخوانی

اگر به اصوات زندگی گوش نکنی

اگر از خودت قدردانی نکنی

به ارامی اغاز به مردن می کنی

زمانی که خودباوری را در خود بکشی

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنن

به ارامی اغاز به مردن می کنی

اگر برده عادات خود شوی

مى دونى فرق تو با عشق، زندگى و گل چيه؟ عشق يك كلمه است ولى تو معناى اونى، زندگى يك اجباره ولى تو دليل اونى و گل يك گياهه ولى تو عطر اونى

 دل هيچكس نميسوزد بر اين حال غمناكم مگر سوزد همان شمعي كه ميسوزد سر خاكم

آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه میشه همه جا رو دید, دریا گفت: این پایین از اون بالا خیلی بهتره چون فقط تو رو میشه دید.

  دل من نرمتر از جنس حرير، دلم از جنس بلور، گر تو را قصد شكستن باشد، سنگ بي انصافيست ، يك تلنگر كافيست

هزار تا رگ دارم و هزار تا رفيق اما تو شاهرگي و تک رفيق

آرزوهایم را در باغچه می کارم به امید جوانه زدنشان هر روز دعا می کنم وقتی که درختم میوه داد میوه هایش را بین مردم تقسیم میکنم سهم هر کس یک آرزو!!

 زندگي يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگر تنها ازش بگذري ديرتر خراب مي شه! به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره! کاري بکن اي دوست به وقت رفتن جمعي به توگريان وباشي خندان

 چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد استr

به دل همیشه دریات آسمون آرزومون پره از ابــــرای تــــیره لالایی واست بخونم تا شاید خوابت بگیره اگه از خواب نپریدی توی خواب خدا رو دیدی یه جوری بپرس ازش که دلامون چرا اسیـره بــاز که چشمــاتو نبســتی بـبینم بـاز که نشسـتی می دونم یه جوری هستس که دلت از همه سیره اما بهتــره بدونی طبـق اصـل مهربونــی دل واسه عاشق نبودن راه نداره ناگزیره چشمای تو شده خسته بغض آرزوت شکسته اما بـاز تو فکر ای

نیلوفر گل نيلوفر آبي پشت پلك من مي خوابي ميشي خورشيدي خصوصي واسه خودم بتابي آروم آروم بازي بازي با دل تنگم ميسازي؟؟؟ من هنوز در به در طره اون زلف سياتم من هنوزم سبز سبزم ريشه دارم يكي از پاپتي هاتم آقاي كوچيك نواز بنده پرور من هنوزم صله گیر چشم بارونی اون ابر نگاتم

یکی می پرسد: “اندوه تو چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟” برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست

زمونه ازم پرسيد چه كسى را از همه بيشتر دوست دارى؟ من اسم تو را نگفتم. آخه رسم زمونه اينه كه هركسى رو دوست دارى ازت مى گيره

شب قدر است و من قدری ندارم چه سازم توشه قبری ندارم مبادا لیلة القدرت سر آید گنه بر ناله ام افزونتر آید مبادا ماه تو پایان پذیرد ولی این بنده ات سامان نگیرد

 امشب سر مهربان نخلی خم شد در کیسه نان به جای خرما غم شد در خانه ی دور بیوه ای شیون کرد همبازی کودک یتیمی گم شد

 تو ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیست چون اون فقط وسوست میکنه که اونیو که داری از دست بدی

 دوستت دارم و نمی گم چرا که غرور من مخمليه سبز است که آن را مفت و ارزان 

  نمیفروشم اشک می ريزم و دلم فقان ميکند ولی نمی گويد دوستت دارم

   تو اگربدانی  پوشته چشمه آرام من چه افکارهايی در حاله فراوان هست تو اگر

   بدانی هر دم و بازدم من شعله آتش هست. پــی خواهی برد که عشــــق من

  پوشالی نيست .عشــق ليلی به مجنون هست آنرا دستانه خالی يافت اگر کمی

  دقت کنی از حرم صدايه نفس هام صدايه سخن عشــق را خواهی شنيد که

  از آن زيباتر در اين گنبده دوار نخواهی يافت...

خواستم برات هديه اي بفرستم;

نسيم گفت : مرا بفرست تا موها يش را نوازش کنم .

باران گفت : مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشک ها يش را پاک

کنم .

ناگهان قلبم گفت : مرا بفرست تا دوستش بدارم ...

و تنها تو همه وجودم شدي ...........